قهوه خانه اکبر بلنده (بازار_سید اسماعیل)

akbar bolandeh 1در گذر از بازار و دیدار چندمین باره از بارگاه "امامزاده غیبی" و "امامزاده ابراهیم" و فراهم آوری فرتور (عکس) از آنها- که "امامزاده غیبی" همچنان ناشناخته مانده به اندازه ای که گذرندگان از کوچه مرتضی نیک رخ ( این آرامگاه در نیمه های آن کوچه است) شناسایی از آن نداشتند و " امامزاده ابراهیم" که نوجوان 15-14 ساله ای بوده است (به گفته متولی آن) در گوشه ای از حیاط مسجد آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی- کوچه پاک نژاد از کوچه صرافها- بدون نشان ویژه ای، دور افتاده و جدا مانده است. متولی آن مسجد و اداره اوقاف هم بن زاد و تبارنامه ( شجره نامه) ای از آنها ندارد-گرچه دیگر امامزاده های بازار مانند امامزاده زید و امامزاده سید ولی و ... نیز بدون تبارنامه هستند.

از این جای ها که گذشتم به گذر لوطی(1) صالح بن بست شایسته رسیدم، در این بن بست دو باب (در) مدرسه بوده است، یکی پسرانه-پلاک 60- و دیگری دخترانه بدون نمره در انتهای بن بست که اکنون ویران شده و می خواهند همراه با چند پلاک دور و بر آن تیمچه و بازارچه بسازند. گاه بانوانی 70-60 ساله به اینجا سر می زنند و سراغ مدرسه ای را که سالها پیش در آن درس می خوانده اند می گیرند... ( به گفته آقای حمیدی کارورز در پلاک 48 همین کوچه ...)

در گوشه ای از میدان " سد اسمال" (سید اسماعیل) که اکنون دیگر میدان نیست، آب انباری بوده است و بارها برای کاربری های گوناگون به کار گرفته شده است تا امروز که دَرِ آن بسته شده و به گفته دارنده آن آقای آقاجانی، روزگاری با 30 پله از سطح کوچه به آن می رسیدند... بدون بهره مانده است. این آب انبار درست روبروی دَرِ شرقی آستان امامزاده سید اسماعیل است.

در میدان سید اسماعیل پاساژی هست به نام پاساژ قندی-همچنان کاشی هایی که این نام بر آن نگاشته شده بر بالای در پاساژ هست-آتش سوزی که درقهوه خانهِ آغازِ این پاساژ رخ داده و قهوه خانه از بین رفته-گردانیده ای داشته به نام "اکبر بلنده"و وی مالک قهوه خانه نبوده تنها گرداننده آن بوده است.

چندی پیش از این از آقای اصغر بیچاره- تاریخ گویای سینما و تآتر تهران و ایران-پرسیدم چه کسی را در این دور و بر می شناسید گفتند اکبر بلنده ولی او اکنون فوت کرده است. به دنبال نشانی از وی بودم. خیلی کم کسانی بودند که نام اکبر بلنده را شنیده بودند چه رسد که اورا دیده بوده باشند... تا در یک "سریال تلویزیونی" به نام "ستایش" نام و نشانی از "اکبر بلنده" داده شد... دانستم که این کَس بوده و ساختگی نیست.

از راه پله باریک آن که از میدان جدا می شد و چند شیشه پنجره آن که از بین نرفته بود فرتور(عکس) گرفتم. این قهوه خانه پس از یک آتش سوزی از بین رفته بود و همین راه پله و بخشی از پنجره رو به حیاط پاساژ مانده بود. این را هم سرایدار پاساژ برایم گفت.

با گفته هایی که شنیده بودم به ویژه آنچه آقای اصغر بیچاره گفتند و نیز سرایدار پاساژ، بودن قهوه خانه، اکبر بلنده را باور کردم.


(1) لوطی به دو یا گاه سه دیدگاه برداشت شده است:
- لوطی یا لولی یا کولی که در یک جای پای بند و پای بسته و ماندگار نیست با پایکوبی و تنبک نوازی و گاه میمون و بزجنبانی-"بزباز" هم به ایشان گفته می شد- و تماشاچیان کمک هایی به او می کردند و از همین کمک هاروزگار می گذرانیدند.
- لوطی پهلوان مردم دوست و مردم خواه و مردمی اندیش
- لوطی وابسته به دیار "لوط" اندیشه آقای بهرام خواجه نویسنده فرهنگنامه