چه جنبش سنجیده و زیبایی؛ سنگ فرش گذر معیّر

gozar moayer tسرانجام شهرداری پذیرفت که گذرها باید درست شوند. برای مردم آرامش و آسایش آورده شود، به گونه ای از پویش " موتورسیکلت" کاسته شود. رفت و آمد گذرندگان روان و بی دردسر یا کم دردسر شود. چه نیک و پسندیده همراه با اندیشه مهراز.
آنچه انجام شده کفسازی گذر معیّر یا همان کوچه ترخانی می باشد. برگزیدن گونه های سنگ و رنگ آن ها، جدا ساختن پیاده راه از سواره راه.


چه چشمگیر و دلنشین؛ سنگ هموار و یکدست برای پیاده راه و سنگ های "کیوبیک" برای سواره راه که موتورسوار پشیمان از ورود به این گذر شود. "ماشین ها" (خودروها) جز برای آوردن و بردن بار دکان داران به گذر آورده نشوند.
ولی ایرانی:
1- با دگرگونی ستیز می کند.
2- بدون فرهنگ است. اگرچه گفته می شود 2500 سال فرهنگ دارد!
هر دگرگونی، گرچه که سودی برای او داشته باشد، در آغاز، با برهان و بدون برهان، با اندیشه و بدون اندیشه، با آن به ستیز می پردازد.
به آنچه بر آن خو کرده سخت وابسته است و نمی تواند از آن دل بکند، پس آغاز به ستیزه گری و خرده گیری می کند. گاه می تواند این خرده گیری ها و بهانه ها درست و به جا باشد که اگر به آنها خردمندانه نگریسته شود، راهگشا و خوب باشد ولی دیده شده است که هر دو، بهانه گیر و بهانه شنو- ایراد داریم...
برای کار به جا و قشنگ سنگ فرش گذر ترخانی (معیّر) هم با همین شیوه روبه رو شدم که بسیاری از رهگذران، مغازه داران و سوارگان ایراد به این کار داشتند. زمان همه چیز را بازگشا می کند.
بسیار روشهای خردمندانه و دستگاه های سودمند به این کشور وارد شده است که مردم، فرهنگ استفاده از آنها را نمی دانند ولی وارد شده و از آنها بهره برداری هم می شود. نمونه های بسیار می توان نوشت ولی آیا بهتر نیست که در آغاز فرهنگسازی شود سپس دست به کار شد تا سرمایه ریالی و اندیشه ای هدر نرود؟ چه بسا که درون مایه نخست از زمینه دوم سرچشمه می گیرد. اگر در آغاز فرهنگسازی بشود چه بسا که ایرادگیری (زمینه نخست) از بین برود.
در آن گذر که با پیاده روندگان و دکان داران و سواره ها (موتورسیکلت سوار و وانت داران و ...) گفتگو کردم، هر دو زمینه را رو به رو شدم. عکسهایی هم گرفتم که گویای همین زمینه هاست.
در پرسه زدن ها و پرسش کردن ها، پس از چندی که از این کار گذشته بود، کم کم رای ها همراه و پسندیده شد و ستایش می کردند و سپاس می گفتند!

محمد رحیمی

لینک کوتاه